الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

172

الغدير ( فارسي )

و پس از آن كه بانگ حباب پسر منذر - همان يار پيامبر و بزرگ رزمندهء بدر - را مىشنود كه تيغ در روى بوبكر كشيده و مىگويد : « هر كس در آن چه مىگويم ناسازگارى نمايد بينىاش را با شمشير درهم خواهم شكست ، منم آن بنياد بزرگ كه پشتوانه تواند بود و انديشهء او چاره سازكارها است ، منم پدر آن شير بچه در بيشهء شيران كه به شيران بستگى دارد » و پاسخ مىشنود : « اگر چنان كنى خدا ترا خواهد كشت » و او مىگويد : « بلكه تو را خواهد كشت » يا : « بلكه چنان مىبينم كه تو كشته مىشوى ( 1 ) » پس مىگيرندش و لگد بر شكمش زده خاك در دهانش مىكنند ( 2 ) . و پس از آن كه سومى را مىبيند كه از فرمانبرى بوبكر سرباز مىزند و آوا بر مىدارد : هان ! به خدا سوگند هر تيرى در تيردانم دارم به سوى شما مى - افكنم و نيزه و سنانم را از خونتان رنگين مىسازم و با شمشيرى كه در دست دارم شما را ميزنم و با كسانى از خاندان و تبارم كه با من همراهى نمايند با شما پيكار مىكنم ( 3 ) و پس از آن كه چهارمى را مىبيند كه بيعتى به اين گونه را نكوهش مى - كند و آتش جنگ را بر مىافزود و گويد : به راستى گرد و غبار و دودى مىبينم كه جز با خونريزى فرو نمىنشيند ( 4 ) .

--> ( 1 ) ن - « صحيح بخارى » ج 10 ص 45 « مسند احمد » ج 1 ص 56 « البيان و التبيين » ج 3 ص 181 « سيرة ابن هشام » ج 4 ص 339 « العقد الفريد يگانه گردن بند » ج 2 ص 248 ، « الامامة و السياسة » ج 1 ص 9 - « تاريخ طبرى » ج 3 ص 209 و 210 « تاريخ ابن اثير » ج 2 ص 136 و 137 - « الرياض النضرة » ج 1 ص 162 و 164 « تاريخ ابن كثير » ج 5 ص 246 و ج 7 ص 142 « الصفوة گزيده » ج 1 ص 97 « تيسير الوصول رسيدن را آسان گردانيم » ج 2 ص 45 « شرح ابن ابى الحديد » ج 1 ص 128 و ج 2 ص 4 « السيرة الحلبية » ج 3 ص 387 « ابو بكر الصديق » از استاد محمد رضا مصرى ص 25 ( 2 ) ن - « شرح ابن ابى الحديد » ج 2 ص 16 ( 3 ) ن - « الامامة و السياسة » ج 1 ص 11 « تاريخ طبرى » ج 3 ص 210 « تاريخ ابن اثير » ج 2 ص 137 « شرح ابن ابى الحديد » ج 1 ص 128 « السيرة الحلبية » ج 3 ص 387 ( 4 ) ن - بنگريد به جلد سوم از كتاب ما ص 253 از چاپ دوم .